حالا هر چی
یه دفتر با کلی دیوایدر.یه روان نویس.
جمعه پانزدهم آبان 1388 16:39
قوه تخیل بیش فعال ٬مادر قوه ادراک را .....(معلومه چیکار میکنه دیگه)
ادامه مطلب
نتیجه اش هم می شود پیش داوری ٬که منو ....(همون عمل بالا)
ادامه مطلب
نوشته شده توسط هر چی
| لینک ثابت |
اینجا کجاست؟
چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 21:1
من:آقا اینایی رو که امروز گرفتن کجا بردن؟
ادامه مطلب
:بستگی داره کی گرفته باشه. بسیج٬سپاه٬نیروی انتظامی؟
من:بسیج کجا میبره؟
:صد جا.
من:سپاه؟
:هزارجا.
بی خیال نیروی انتظامی می شوم.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط هر چی
| لینک ثابت |
در باشگاه
سه شنبه دوازدهم آبان 1388 18:46
سه ممه داشت. هرسه خیلی کوچک. و ممه وسط بد جور چرکی بود.
نوشته شده توسط هر چی
| لینک ثابت |
و هنوز خدا را بی دریغ شکر میکنم
دوشنبه یازدهم آبان 1388 21:18
به روزگار کو.ن داده ام . از کو.ن های بسیار خورده ام. کو.ن همه تان را خواهم گا.یید مادر جند.ه ها.
پوستم خوب کلفت است. از چیز شما هم کلفت تر.
نوشته شده توسط هر چی
| لینک ثابت |
....
چهارشنبه ششم آبان 1388 7:54
نامه سر گشاده
یکشنبه سوم آبان 1388 18:57
مدیران محترم شرکتهای خصوصی:
قبل از اعزام یکی از پرسنل به خارج از کشور جهت آموزش٬ تحقیق کنید که هر روز دوش میگیره یا نه .در غیر این صورت پرسنل مربوطه مثل اره ای در کون شرکتتان گیر خواهد کرد.
نوشته شده توسط هر چی
| لینک ثابت |
لولیتا
شنبه دوم آبان 1388 7:55
عشق پیری گر بجنبه کونت پاره میشه.
نوشته شده توسط هر چی
| لینک ثابت |
دکتر محرمه!
دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 18:55
:شما تخت بیمارستانی مواج هم دارید؟
من: بله . آلمانیش بالا در میاد ولی بازار مشترک هم داریم.
:دونفره هم دارد؟
من:پرستار سکسی و تابلوی هشدار با مزمون( ورود به اتاق ایزوله ممنوع ) هم فاکتور کنم دکتر جون؟
نوشته شده توسط هر چی
| لینک ثابت |
اینجا که آسمان هیچ رنگی نیست.
شنبه بیست و پنجم مهر 1388 18:48
دنیای وارونه
جمعه بیست و چهارم مهر 1388 23:47
