تبليغاتX
حالا هر چی
سمیرای شماطه دار چهارشنبه هجدهم آذر 1388 22:43
بعد از هفت سال عشق و عاشقی ٬وقت خداحافظی ٬ یه ساعت شماطه دار بهش داد و گفت : بیا. جای من این تو زندگیت باشه .

و انگار به بیشتر از این هم احتیاج نداشت.

حالا شما بگین نشاش.

نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

از آرشیو یا قرقره کردن گه های خورده سه شنبه هفدهم آذر 1388 17:14
جواب بدی را باید با خوبی داد یا به خوبی؟

نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

دعا دوشنبه شانزدهم آذر 1388 8:3
:انشاالله شب و نصفه شب دست به هر چی می زنی طلا بشه.

:خدا نکنه

نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

جرج کلونی شنبه چهاردهم آذر 1388 19:34
خوبه یکی از اینا تو خونه آدم  ول باشه.
نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

فرهنگ سازی جمعه سیزدهم آذر 1388 18:50
در جهت کمک به ترویج فرهنگ همخانگی٬خانه را اجاره دادم به زوجی که ازدواج نکرده اند و حتی بعد از محرم و صفر هم قرار نیست ازدواج کنند .
اعتقادم به اینکه /از هر دست بدهی از همان دست می گیری / خوب راسخ است اما
اکنون منم و ماتحتی که از جانب همسایگان در معرض تهدید بزرگی قرار دارد.
نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

این پست به هیچ عنوان شرح حال نیست سه شنبه دهم آذر 1388 19:50
اجاره خانه عقب افتاده. قسط ها روی هم تلنبار شدند.تلفن ٬ همین روزها قطع میشود.
وقتش رسیده.
مثل اینکه دیگر ٬ چاره ای جز عاشق شدن نیست.

نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

زوایای روابط 2 یکشنبه هشتم آذر 1388 17:3
:دیشب بهم گفت دوستم داره.

:دروغ میگه عزیزم . می خواد بکندت.

نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

زوایای روابط شنبه هفتم آذر 1388 10:35
اگه طرف خوبه ٬ ارزشش رو داره ٬باهاش بمون ٬ عشق و حال نکن.

 اگه خوب نیست ٬ارزش نداره٬ باهاش بمون و عشق و حال کن.

نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

دلتنگی های یک حالا هر چی جمعه ششم آذر 1388 21:45
رابطه ها٬ زاویه زیاد دارند.برای من که کنکاش نمی کنم هر کس همان است که می گوید مگر اینکه خلافش ثابت شود.
بعد یک نفر می آید٬ یک جمله می گوید راجع به فلان رابطه من ٬ خیلی بی منظور ٬خیلی کوتاه٬ خیلی گذرا٬ و می ریند به همه احساس های خوب من. درگیر می شوم با آنچه دیده ام و آنچه شنیده ام.گم می شوم لا به لای این همه زاویه.
هی یک شاید می آید جلوی چشمم. هی یک شاید می نشیند اول خاطراتم.تلخ می شوند هی شیرینهایش.
زاویه های دیگر زشت اند چقدر.
اگر از پرسیدن بیزار نبودم٬ خیلی چیزها را روشن می کردم. اول از همه تکلیفم را با خودم.خلاف ها را ثابت می کردم به خودم.می شدم یا رومی روم یا زنگی زنگ.که بد جور بیزارم از این شاید ها.

پ.ن: مگه حال ملپی خوب شده که حال سارا اینجا خوب باشه؟

نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

تذکر دوستانه پنجشنبه پنجم آذر 1388 17:37
:خانوم ما مشکلی نداریما٬ ولی ممه تون بیرونه.
نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

تجارب چهارشنبه چهارم آذر 1388 19:32
خشت اول گر نهم اینبار کج٬ تا ثریا می رود در کو.ن من. این ثریا می رود در کو.ن من اصلا.

نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

کانون گرم خانواده یکشنبه یکم آذر 1388 19:9
به شدت محو تماشای کلیپ pitbull نیم خیز نشسته ام لبه کاناپه.
بابا در حال ریختن چای از آشپزخانه داد میزنه: امروز این بازیگره رو دیدم.جعفری جوزانی.
جواب نمیدم.
بابا اما پیگیر تر از این حرفهاست: میدونستی همه فامیلاشون هم تو کار فیلم و سریالن؟
بدون سر برگردوندن داد میزنم:نه
بابا: این قندون رو ندیدی؟ پیداش کردم. داداشش هم بود با دخترش. همه مردم جمع شده بودن باش عکس بندازن. انگار طرف بهروز وثوقه.
همینطور زل زده به تلویزیون میگم: شاید باشه(هر چند حرف چرتی بود ولی به زبونم اومد دیگه)
بابا: دخترش رو که میشناسی. با مهران مدیری تو یه سریال بازی کرده. مثل نقش هاش لوس نیست.(بیچاره کلی هم با اشتیاق داره تعریف میکنه)محل نمیزارم.
حالا بابا اومده نشسته کنارم.چای ریخته برام.
بابا:سارا.بابا گوش میدی؟
نزدیک تر از اونیه که بشه بپیچونمش.چشم برداشتن از تلویزیون هم سخته. عصبانی میگم: بابا میزاری چها تا ممه ببینم حال کنم یا نه؟

پ.ن: سحر لب گزید.سپیده از خنده ریسه رفت. حالا بابا خیلی خوشحاله که من پسر نشدم. به این میگن دونستن قدر عافیت.

نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

حالا هستم یا نیستم؟ چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 20:26
:تا حالا کسی بهت گفته خیلی سکسی هستی؟

:آره

:واقعا؟

نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

مسئولیت سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 20:37
راهی که تا نصفه رفتی٬مثل بچه ای که پس انداختی٬آش کشک خالته.بخوری پاته.نخوری پاته.تخم جن هم که باشه٬ باید بزرگش کنی.

موندم این جن وامونده کجای من خالی کرده که این نصفه های رفته٬اینطوری بیخ ریشمن.

نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

؟ یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 18:51
کسی سیزن پنج لاست رو داره؟ همونی که ژولیت میوفته تو چاه کونش پاره میشه خوارش گا.ییده میشه.

نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

خودشناسی جمعه بیست و دوم آبان 1388 16:19
:از این آنفولانزا خرکی ها گرفته بودم.

:درستش خوکیه. ولی به هر حال هر کی خودش رو بهتر میشناسه.

نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

معرفی پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 17:7
در آخر اتاق مدیر حمالیه. البته بین خودمون بهش می گیم لاجستیک.

نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

آشپزی 2 سه شنبه نوزدهم آبان 1388 23:24
 

برای طبخ چاینیز٬ کافیه به هر نوع غذا٬ که به هیچ ملیت خاصی وابسته نیست و از قضا خیلی هم تخمیه٬ کمی پیاز داغ و فلفل دلمه ای ( اونم دراز دراز ) اضافه کنید.

نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

همتون بزارین برین دوشنبه هجدهم آبان 1388 21:34
:من که جیک و جیک میکنم واست٬ تخم کوچیک میکنم واست ٬ بزارم برم؟

:آره

:مطمئنی؟

:گمشو دیگه پدرسگ .

 

پ.ن: خیلی وقته یه چیزی کمه. نمی دونم چیه. ولی هر چی هست خیلی کمه.

نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

دوشنبه هجدهم آبان 1388 7:41
خواب .
انتشار من در ساعت سکوت چراغ.
پای این نطفه  نفت می ریزم.
لایی لایی .بمیر . که اینجا امن نیست.

نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

یه دفتر با کلی دیوایدر.یه روان نویس. جمعه پانزدهم آبان 1388 16:39
قوه تخیل بیش فعال ٬مادر قوه ادراک را .....(معلومه چیکار میکنه دیگه)

نتیجه اش هم می شود پیش داوری ٬که منو ....(همون عمل بالا)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

اینجا کجاست؟ چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 21:1
من:آقا اینایی رو که امروز گرفتن کجا بردن؟

:بستگی داره کی گرفته باشه. بسیج٬سپاه٬نیروی انتظامی؟

من:بسیج کجا میبره؟

:صد جا.

من:سپاه؟

:هزارجا.

بی خیال نیروی انتظامی می شوم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

در باشگاه سه شنبه دوازدهم آبان 1388 18:46
سه ممه داشت. هرسه خیلی کوچک. و ممه وسط بد جور چرکی بود.
نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

و هنوز خدا را بی دریغ شکر میکنم دوشنبه یازدهم آبان 1388 21:18
به روزگار کو.ن داده ام . از کو.ن های بسیار خورده ام. کو.ن همه تان را خواهم گا.یید مادر جند.ه ها.

پوستم خوب کلفت است. از چیز شما هم کلفت تر.

نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

.... چهارشنبه ششم آبان 1388 7:54
 

رمال:توی طالعت طلاق نمی بینم.

من:ازدواج چی؟

نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

نامه سر گشاده یکشنبه سوم آبان 1388 18:57
مدیران محترم شرکتهای خصوصی:

قبل از اعزام یکی از پرسنل به خارج از کشور جهت آموزش٬ تحقیق کنید که هر روز دوش میگیره یا نه .در غیر این صورت پرسنل مربوطه مثل اره ای در کون شرکتتان گیر خواهد کرد.

نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

لولیتا شنبه دوم آبان 1388 7:55
 

عشق پیری گر بجنبه کونت پاره میشه.

نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

دکتر محرمه! دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 18:55
 

:شما تخت بیمارستانی مواج هم دارید؟

من: بله . آلمانیش بالا در میاد ولی بازار مشترک هم داریم.

:دونفره هم دارد؟

من:پرستار سکسی و  تابلوی هشدار با مزمون( ورود به اتاق ایزوله ممنوع )  هم فاکتور کنم دکتر جون؟

نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

اینجا که آسمان هیچ رنگی نیست. شنبه بیست و پنجم مهر 1388 18:48

 

 آرزوها به فا.ک میرن . من به گا .

اینجا فقط باید شاشید.

نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |

دنیای وارونه جمعه بیست و چهارم مهر 1388 23:47
 

:چشماتو ببند ٬دارم میام تو حموم حولم رو بردارم.

 

نوشته شده توسط هر چی  | لینک ثابت |